السيد أحمد بن محمد كياء گيلاني
25
سراج الأنساب ( فارسى )
سبز گرديد ، و بر شجاعت زهد و تقوى نشو و نما پذيرفت ، شمع جمالش از لمعهء عنايت الهى نورانى گشت ، پرتو انوار به شارع شرع انداخت . و چون در بساط نشاط و كامرانى متمكن گشت ، روزگار شريف به اوامر حق قاعده شريعت مصروف ، و در اوائل حال جمعيت نقاش و كاتب ترقى داشت چنان كه نون العشق گفته بود : شعر بىتكلف خوش ترقى مىكنند * كاتب و نقاش و قزوينى و خر و غرض از قزوينى قاضى جهان بود ، و چون در آن سن نواب عالى با همسالان خود خر سوار مىشدند بنابراين شاعر گفته ، غرض كه همهء اوقات شريف در كتابخانه صرف مىنمودند ، و در آن وقت استاد بهزاد نقاش كه سر آمد روزگار بود در ملازمت بود . و استاد سلطان محمد كه قرينه استاد بهزاد بود و قلم نقاشى به دست نواب اعلى داده بود او را استاد مىگفتند ، در كتابخانه بود به طريق قزلباش و طراح قاعده اين طايفه او را مىدانستند . و استاد ميرك اصفهانى كه او خود را در طراحى بهتر از او مىدانست ، و در شبيه گشى بىمثل بود عمده بودند ، و ديگر استادان كه تفصيل ايشان طولى دارد از اين جهت گفته نمىشود . و از كاتبان مولانا عبدى نيشابورى ، و شاه محمود نيشابورى ، و مولانا رستم علي خواهر زاده استاد بهزاد ، و مولانا دوست علي ، و ديگر كاتبان . غرض كه كتابخانه آراسته و پيراسته بود ، كه رشك بهشت برين مىشد . مقصود كه تا ده سال رواج و رونق عظيم داشت ، و اين طايفه عزيز بودند تا وقتى كه سن مبارك از بيست تجاوز كرد ، اوقات خود را صرف مهمات نموده در عين شباب و خلاصهء اوقات جوانى ، ايمان به غلاظ و شداد آورده ، از منهيات